X
تبلیغات
رایتل

آن ور آبی هـــا

چهارشنبه 29 اردیبهشت 1389 ساعت 19:14


سلام



 


 از یه گورخری پرسیدم:

           تو سیاهی با راه راهِ سفید،

           یا سفیدی با راه راهِ سیاه ؟

بعد گورخره ازم پرسید :

           " ببینم تو خودت خوبی ، با خلق و خوی بد ؟

           یا بدی با خلق و خوی خوب ؟

          اصولا شلوغی و گاهی وقت ها آرومی ؟

          یا آرومی و گاهی وقت ها شلوغی ؟

          معمولا شاد هستی و بعضی روزها غمگین میشی ؟

          یا غمگینی و بعضی روزها شاد میشی ؟

          کلا مرتب و منظمی و گاهی شلخته میشی ؟

          یا شلخته ای و گاهی منظم و مرتب میشی؟ "

 سرتون رو درد نیارم ، هی پرسید و هی پرسید،

هی پرسید و هی پرسید و هی پرسید.

به هرحال من که دیگه غلط بکنم

از یه گورخر راجع به راه راهِ بدنش سوال بکنم .

 شل سیلورستاین

 







تو آنجا و من اینجا

کسی را نداشتهام تا با او از چیزهای کوچک بگویم،

از دانههای شبنم بر تیغههای علف،

یا از چیزهای بزرگ

از آنچه که در جهان میگذرد.

تنها بودهام،

گفتهام با خود و با خود در خیال بودهام،

اکنون دریافتهام که،

داشتن کسی در کنار تا کجا حیاتی است.

سوزان پولیس شوتز

 




برچسب‌ها: شعراحساس
نظرات (0)
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.