X
تبلیغات
رایتل

همطاف در سرزمین اولین ها - تبریز 2

چهارشنبه 21 مرداد 1394 ساعت 22:00

سلام

... پس از خبر ساعت 19! سوار اتوبوس BRT راهی میدان ساعت شدم.

ابتدا پارک قدیمی خاقانی ^_^

هان ای دل عبرت‌بین از دیده عبر کن هان... ایوان مدائن را آیینه عبرت دان

پارک خاقانی

 مجسمه خاقانی

پارک خاقانی

عکس تزیینی! از اینترنت برداشتم ^_^

  

 

از پشت پارک خاقانی، وارد مسجد کبود شدیم آنجا هم بدلیل مهیا شدن برای اقامه نماز جماعت مغرب و عشا، نشد وارد مسجد شویم گذاشتیم برای فرداروز...

ایوان مسجد کبود

.

به نظر من تبریز نیز گرفتار اسراف در ساخت و ساز از نوع تجاری اش شده است. نمونه اش میدان جدید عتیق (بهشتی)

میدان عتیق

 

دور تا دور میدان ساختمان هایی در حال ساخت (پاساژ های تجاری آینده!؟)

سنگ فرش

گویا این نقشه فرش براساس هر موزاییک =یه گره، طراحی شده است

  و اما

میدان شهرداری تبریز یا به اصطلاح محلی "ساعات قاباغی"  عمارت سنگی شهرداریست که در بالاترین نقطه آن برجی چهارگوش قرار دارد مشهور به برج ساعت. ساختمان به دست مهندسین آلمانی و به سبک معماری آلمانی ساخته شده است. غروبِ تبریز، تقریبا یه ساعت دیرتر از مشهد است (حوالی 9شب). ما هم به مدت همان یه ساعت فرصت عکاسی در نورِ روز را داشتیم. البته شب، این مکان نورپردازی زیبایی داشت که بدلیل بسته بودن در ورودی! تنها از دور شاهدش بودیم.

برج ساعت

و

خانه نیکدل

نمای خانه نیکدل از حیاط بیرونی

گویا خانه‌نیکدل متعلق به یکی از خاندان اصیل تبریز بوده که پس از سال‌ها متروکه ماندن، توسط شهرداری، خریداری و مرمت و با عنوان (خانه‌شهردار) نام‌گذاری شد! سنگفرش شدن خیابان مقصودیه (شانزلیزه دوم!) به عنوان معبر اصلی این بنا، همچنین کاهش ارتفاع دیوار خانه و اجرای طرح‌های زیبای نورپردازی، از اقدامات زیباسازی و ساماندهی شهرداری برای این ساختمان بوده است. البته باز چون دیروقت بود نشد داخل خانه را ببینیم.

در انتها سری به حمام نوبر زدیم که امروزه به چایخانه سنتی تغییرکاربری داده است. اولین و بزرگترین سفره خانه سنتی تبریز که به سفره خانه شهریار هم معروف است.

حمام نوبر

 ستون های سنگی و فضای پیرامون حوض که دارای متکا های مرسوم دربار قاجار است، همراه شمعدانی بزرگ آویزان از سقف، زیبایی حیرت انگیزی به سالن هشت ضلعی داده است. گویا برخی از تخت های چند ضلعی و صندلی های لهستانی دورتادورهم آنتیک هستند.

 مسیر برگشت به هتل را سوار تاکسی شدم. به لطف میزبان، نشانی مقصد به راننده میانسال گفته شد. منتهی همان اوایل نشستن در تاکسی راننده به ترکی چیزی گفت به گمان سوال از آدرس، دوباره نام هتل را گفتم و اضافه کردم ترکی بلد نیستم... ایشان هم تا خود هتل (دوازده دقیقه) یکسر ترکی حرف زد! والا

 

برچسب‌ها: سفر، تبریز
نظرات (1)
دوشنبه 2 شهریور 1394 ساعت 17:46
برایتان موفقیت توام با سر بلندی آرزومندم
امیدوارم همیشه موفق باشید
9865
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.