ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | 2 | 3 | 4 | 5 | 6 | |
7 | 8 | 9 | 10 | 11 | 12 | 13 |
14 | 15 | 16 | 17 | 18 | 19 | 20 |
21 | 22 | 23 | 24 | 25 | 26 | 27 |
28 | 29 | 30 | 31 |
سلام
مِهر امسال نیز همراه گرامی والدین رفتیم شهر معصومه... قم
باز هم ریلی رفتیم و راه آهن و تلق تلق تولوق و ... می شود اول از آخرش بگویم؟
...
دوسال قبل، سر به زیر بودم و بیشتر پایه ستونها و کف حوض و فوارههای زیر پل آهنچی به نظرم زیبا آمد و این سری بیشتر لوسترها و سقف و ...
سلام
بیبیمریم* بتازگی 40 ساله شده است.
زمانی که من، برای کنکور آماده میشدم او در تدارک مراسم عروسیاش بود
من دانشجو شده بودم، او فرزند اولش را بدنیا آورده بود و با فارغ التحصیلی من، مادر دو فرزند بود!
دیشب مراسم ولیمه پسردایی + بانو زنده از حج برگشته ام بود (پدر و مادر مریم )
و گرامی والدین من هم حضور داشتند . امروز که رفته بودم دیدنشان از مراسم دیشب و نوه مریم گفتند! خبر داشتم دخترش هم مثل خودش بلافاصله پس از دبیرستان عروس شده، گویا سالگرد ازدواجش را همراه نوزادش جشن گرفتند ^_^
و البته بیبیمریم، بتازگی پسر 21 ساله اش را نیز داماد کرده است. والا
الان در 40 سالگی هم عروس دارد هم داماد هم نوه و هم شوهر البته...
اگر زودتر ازدواج کرده بودم الان من هم آیا؟
* در فامیل، خانمهای سید رو با پیشوند بیبی و آقایان رو همان آقا نام میبریم (مثلا بیبی مریم یا آقا محسن )
پ ن :
و