| ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
| 1 | 2 | 3 | 4 | 5 | 6 | |
| 7 | 8 | 9 | 10 | 11 | 12 | 13 |
| 14 | 15 | 16 | 17 | 18 | 19 | 20 |
| 21 | 22 | 23 | 24 | 25 | 26 | 27 |
| 28 | 29 | 30 | 31 |
سلام
اجرای زیبای شقایق دهقان در خندوانه، مرا خنداند به یاد خانم شیرزاد ساختمان پزشکان...
یادم است سری اولی که ساختمان پزشکان پخش شد جز همان 2-3 قسمت ابتدایی، ادامهاش را ندیدم... خوشم نیامده بود که نه، میشود گفت بدم آمده بود... احساس میکردم یه جور ترویج بیادبی است... یه جور حریم شکنی... عادی سازی مساله جدایی و طلاق... یه جور لوث شدن فرهنگی. والا
تا گذشت و گذشت و طبق روال این سالها، تکرار پخشش از شبکه نمایش بود یا آی فیلم، تصادفا قسمتی از ساختمان پزشکان را دیدم و باز شقایق دهقان که مرا خنداند و بعد تقریبا همه قسمتهایش را دنبال کردم
سلام
می توان زندگی را با قطعه پارچه گلدوزی شده مقایسه کرد که هر کس در نیمه اول عمر خود روی آن را میبیند، اما در نیمه دوم پشت آن را. آنچه در نیمه دوم میبیند آنقدرها زیبا نیست، اما بیشتر آموزنده است، زیرا او را قادر میسازد که ببیند چگونه نخها به یکدیگر متصل شدهاند.
نقل از آرتور شوپنهاور
...
یکی از رفقا میگفت خوش به حالت شهریوری هستی در سال دو نوروز داری! (منظورش این بود که به جای یکسال یه بار، هر شش ماه یه بار می توانی به خود بگویی امروز روز جدیدیست از نو شروع میکنم)