ܓ✿ راهی که زیر پاست، راهی دوباره بودܓ✿

ادامه "خرمالـــوی یاد" بلاگفا...

ܓ✿ راهی که زیر پاست، راهی دوباره بودܓ✿

ادامه "خرمالـــوی یاد" بلاگفا...

فردا چه خبر؟

سلام


 

 مازین جهان از پی دلدار می رویم

با شوق دیدار حیدر کرار می رویم

درب بهشت گرنگشایند به روی ما

ما مشهدی هستیم و از روی دیوار می رویم

.

گاهی چنان درگیر می شویم که از علایق و سرگرمی های خود فراموشمان می شود ؛ والا

امروز خواهرزاده ام در آزمون استخدامی آموزش پرورش ثبت نام شد-توسط خودم- عصری که دیدمش همراهش شماره یی از نشریه طنز ستون آزاد را داشت – باز کلی مطلب دانشجویی-


برایم جالب بود ستون همراز طناز را  آنی دالتون داشت!؟ 


و


باز هم کرگدن نوشت مجیدرحمانی صانع

...

     گرفته ام یه کار سینمایی 

     شدم دیگه رفیق کیمیایی

     یکدفعه ازاین رو به اون رو شدم

     سیب زمینی بودم و کوکو شدم!


و

شعر اول، که کلی مرا خنداند همراه خانواده


تا فراموش نکردم این ثبت نام خواهرزاده یک حُسن دیگره هم داشت آن هم دیدن یک جلد کتاب "جالب انگیزناک " است


مرجع کامل مجموعه پرسشهای آزمونهای استخدامی و اطلاعات عمومی و ...

که خیلی خوشمان آمد ، بویژه از تستهای توانایی ذهنی و سنجش هوش آن

 ***


برادرخواهرزاده برادر عموی محسن می تواند... او باشد

          1-      برادر

          2-      عمو

          3-      پسرعمه

          4-      پسرخاله


 ***

رابطه اغماض با اهانت مثل رابطه

          1-      صبر است با شکیبایی

          2-      عصیان است با اطاعت

          3-      عصیان است با شکیبایی

          4-      صبر است با آزار


 ***

11-16-20-23-؟

          1-      28

          2-      26

          3-      25

          4-      24

 







***پاسخ هـــــا

 

سه کلام حرف حساب

سلام


کلام ۱

"من دارم یاد می گیرم که در جهانی که ۶ میلیارد نفر جمعیت دارد قطعاْ صدها هزار فرهنگ و مذهب و دیدگاه و نگرش هم وجود دارد و درمیان این صدها هزار نگرش لزوماْ نگرش بنده بهترین و برترین و تنها معیار قضاوت نیست! این اصل ساده ای است که اجرای آن دشوار است.هرکس می گوید نه، تمرین کند. یادتان باشد برای تمرین کردن باید عادت کنید مسایل را همان موقع که با آن مواجه می شوید، در «ذهن» تان بپذیرید نه اینکه بعداْ ساعتها با خودتان کلنجار بروید تا خودتان را متقاعد کنید. تمرین سختی است و بعد از اینکه انجامش دادید خواهید فهمید که من دستاورد بسیار مهمی داشته ام که یاد گرفته ام چگونه با ارزشهای خودم در مورد دیگران قضاوت نکنم"

 

کلام ۲

می‌دانید فرق یک آدم میانسال، مثل من، با یک پسر یا دختر جوان فقط در تعداد تجربه‌هایی است که دارند؟

 آدم میانسال زمان بیشتری برای ارتکاب حماقت در اختیار داشته و امروز صاحب تجربه‌ی بیشتری است. وقتی من از تجربه‌هایم می‌ گویم بعضی فکر می‌کنند از موضع آدمی که همه چیز می‌داند حرف می‌زنم و این یک سوءتفاهم بزرگ است. اتفاقاً من از جمله معدود شهروندانی هستم که بدون فشار و اجبار اعتراف می‌کنند که هیچ نمی‌دانند. در جواب آن‌ها که می‌پرسند «آخرش چی میشه؟» جواب می‌دهم «نمی‌دانم»، ... حتی برای ساده‌ترین سؤال‌ها از قبیل امشب شام چی بخوریم پاسخی ندارم، می‌گویم نمی‌دانم.

 

کلام ۳

"پروژه بسیار جالب یک دانشجو!!        

 دانشجویی که سال آخر دانشکده خود را می‌گذراند، به خاطر پروژه‌ای که انجام داده بود، جایزه اول را گرفت.
او در پروژه خود از 50 نفر خواسته بود تا دادخواستی مبنی بر کنترل سخت یا حذف ماده شیمیایی «دی هیدورژن مونوکسید» توسط دولت را امضا کنند و برای این درخواست خود، دلایل زیر را عنوان کرده بود:

                         1- مقدار زیاد آن باعث عرق کردن زیاد و استفراغ می‌شود.

                         2- یک عنصر اصلی باران اسیدی است.

                         3- وقتی به حالت گاز در می‌آید، بسیار سوزاننده است.

                         4- استنشاق تصادفی آن باعث مرگ فرد می‌شود.

                         5- باعث فرسایش اجسام می‌شود.

                         6- حتی روی ترمز اتومبیل‌ها اثر منفی می‌گذارد.

                         7- حتی در تومورهای سرطانی یافت شده است.

از پنجاه نفر فوق، 43 نفر دادخواست را امضا کردند.

 6 نفر به طور کلی علاقه‌ای نشان ندادند!

 و تنها یک نفر امضا نکرد! دلیل آنرا می دانید ؟

چون فقط یک نفر می‌دانست که ماده شیمیایی «دی هیدروژن مونوکسید» در واقع همان آب است!

عنوان پروژه دانشجوی فوق «ما چقدر زود باور هستیم» بود!!

 

 

 

 منابع

 کلام 1

کلام 2

کلام 3