ܓ✿ راهی که زیر پاست، راهی دوباره بودܓ✿

ادامه "خرمالـــوی یاد" بلاگفا...

ܓ✿ راهی که زیر پاست، راهی دوباره بودܓ✿

ادامه "خرمالـــوی یاد" بلاگفا...

فردوسی پرچمدار مفاخر ایران زمین

 

به دانش ز دانندگان راه جوی

 به گیتی بپوی و به هرکس بگوی
ز هر دانشی چون سَخُن بشنوی

 زِ  آموختن یکزمان نَغنَوی
چو دیدار یابی به شاخ ِ سَخُن

 بدانی که دانش نیاید به بُن

داشتم گفتگو  خانم نامداری با آقای موحدفر دبیر بنیاد فردوسی را گوش می کردم خوشم آمد یادگرفته هایم را می نویسم

فردوسی پرچمدار مفاخر و نامداران ماست هم به لحاظ کهنتر بودن –قرن چهارم- هم استفاده از واژه ها و کلمات فارسی هم نوع اثر حماسی که به جا گذاشته 

ز روز گذر کردن اندیشه کن    پرستیدن دادگر پیشه کن .

در ضمن کتابی* می خواندم که باز خوشم آمد و اینجا جملاتی از آنرا می آورم

".... درست است که معمولا تاریخ را قوم غالب می نویسد، با این حال نباید از آن سوی بام بیفتیم و هرگونه روایت تاریخی را دروغ پردازی بحساب آوریم. "

 خوشبختانه ما ایرانیان دشمنان دانایی داشتیم که در حفظ آثار و نشانه های برتریمان ناخواسته کمک شایانی به ما کردند بویژه در تمدن 2500 ساله ما – بله منم می دانم که خیلی بیش از اینها اجدادمان متمدن بودند، به قول یک دانشی مرد غیرایرانی، ایران ده هزار ساله، بهرحال این زمانیست که دیگران پذیرفتند و مورد پذیرش خلق دانای! زمین می باشد  - بهرحال این تاریخ 2500 ساله حاکی از مذهبی بودن و یکتاپرستی ماست و یادآوری می کنم بیش از نیمی از این تمدن را ما، ایرانی مسلمان بودیم.هنوزم که نمردیم  

"...پوشکین معتقد است که هنر ماندگار در عالی ترین مظاهر خود ریشه در اندیشه هائی دارد که از مفهوم و بعد جهانی برخوردار است.از عصر خود فراتر می رود و ارزش ماندگار خویش را برای جهانیان حفظ می کند.درست همان طور که یک ملت پایدار است، هنری که سرنوشت آن را ثبت می کند نیز پایدار است.

این تعریف شاعر نامدار روس از هنر، درباره اثر یگانه فردوسی - شاهنامه -  آنچنان صدق می کند که گویی پوشکین با نظر به شاهنامه این تعریف را بدست داده است.

...قدرت تعمیم پذیری عناصر هنری شاهنامه به گونه ای است که از هزار سال پیش تا کنون و از اکنون تا هر زمان که بیداد و ستم و جهل و داد و عدالت و خرد، رویاروی یکدیگر ایستاده اند، بی تردید این خصوصیت انکارناپذیر از آن زایل نمی گردد."

 

امروز روز بزرگداشت فردوسی است. منم نوشتم تا تکرار کنم که

           "استاد توس، حکیم فردوسی  یک نوآور پیشرو بوده و هست و خواهد بود"

 

 

درباره نام یگانه اثرش هم جالبه بدانید که :

1.شاهنامه در مدح و ثنای هیچ پادشاهی سروده نشده و فردوسی مجیزه گوی هیچ صاحب قدرتی نبوده است

2. اگر این نام توسط خود فردوسی انتخاب شده باشد با توجه به تقسیم بندی شاهنامه به 49 یا 50 پادشاه، از کیومرث تا یزدگرد سوم - برای نظم بخشیدن به توالی سرگذشت ها – نام مناسبی است

 

 

 

 

 توانا بود هر که دانا بود




* مطالب داخل" " از کتاب بازخوانی شاهنامه – تاملی در زمان و اندیشه فردوسی . مهدی قریب

 

 

 

 


خر و بزرگی




 

دل نوشت:

در تداول عام به احمق و نادان "کله خر" می گویند. چرا آیا؟! خر یعنی چی؟


 یه سر به لغتنامه دهخدا و فرهنگ معین زدم البته فرهنگ واژگان فارسی بیشتر کمکم کرد


 " خر به صورت پیشوند در آغاز برخی واژه ها می آید که معنی بزرگ،نتراشیده و ناهموار را می دهد "


 این تعریف با کلماتی که من از خر می شناسم هماهنگی کامل دارد

 خرسنگ کوه = کوهی با سنگهایی بزرگ

خرگوش = حیوانی با گوشهایی بزرگ

خرچنگ = جانوری با چنگ هایی بزرگ

خرمگس= مگسی بزرگ

خرمهره = مهره بزرگ.

 و خر پشته و .....همینارو به یاد دارم


حالا

 نتیجه می گیریم که واژه "خر" به تنهایی بی معناست ( نخیرم اصلاً هم جایگزین الاغ نیست)

حالا با توجه به همینا من نظرم رو در جواب این پست دختر ترشیده دادم... و دوستان گرامی تر از جان سرزنش و نکوهش و هرچه به دهانشان آمد به من گفتن بماند، یه غریبه آشنا منو ملقب به "مرتجع" نمودن!؟

بد کردم فارسی را پاس داشتم آنهم از نوع اصیلش

.

اون بالا عکس خرخاکی ست تو این یکی دیگه موندم به چه مناسبت خر شده! لابد خر حشرات است

 

تازه شَم  تعداد انسان‌هایی که به وسیله *خر کشته می‌شوند، از انسان‌هایی که در سانحه هوایی می‌میرند بیشتر است.

 








*

خر جانوری است که در ایران بسر می برد و همچنین گورخر از جانوران بومی ایران است و نژاد خر از ایران به سایر کشورهای جهان رفت

فرانتز آل تیم – دانشمند ایران شناس آلمانی